عنبردان

لغت نامه دهخدا

عنبردان. [ عَم ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) به معنی عنبرچه است.( از ناظم الاطباء ). رجوع به عنبرچه شود:
ز عنبردان که بودش گوهرآگین
بیاض سینه اش را لوح زرین.محسن تأثیر ( از آنندراج ).عیان باشد ز لوح آن تن صاف
چو عنبردان سیمین حقه ناف.شفیع اثر ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

ظرفی که در آن عنبر می کردند، عنبرچه.

جمله سازی با عنبردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جواهرات و زیور آلات در ایران از دیرباز به عنوان قطعه ای از لباس در میان اقوام مختلف مطرح بوده است. مردم ایل قشقایی و عرب های منطقه خوزستانبیشترین استفاده کنندگان از جواهرات و زیورآلات بوده اند. جواهرات در میان مردم قشقایی شامل گردنبند مهلو، گردنبند میخک، گردنبند مهره ای، عنبردان، قاب قرآن، النگو و دستبند مهره ای، گیسوبند و بازوبند است.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز