لغت نامه دهخدا
( عمردة ) عمردة. [ ع َ م َرْ رَ دَ ] ( اِخ ) نام خواهر مِشرَح و محوِّس و جَمَد و أبضعة از بنی معدیکرب، که هر چهار را لعنت کرد نبی صلی اﷲ علیه و سلم. ( منتهی الارب ). رجوع به عقدالفرید ج 3 ص 342 شود.
( عمردة ) عمردة. [ ع َ م َرْ رَ دَ ] ( اِخ ) نام خواهر مِشرَح و محوِّس و جَمَد و أبضعة از بنی معدیکرب، که هر چهار را لعنت کرد نبی صلی اﷲ علیه و سلم. ( منتهی الارب ). رجوع به عقدالفرید ج 3 ص 342 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنان چهار ماه را ماه حرام مى ناميدند و در آن جنگ نمى كردند. آن چهار ما عبارت بود از: سهماه ذى القعده و ذى الحجه و محرم كه در آنها به حج مى رفتند و باز مى گشتند، و ماه رجبكه در آن به عمرده مى رفتند.