لغت نامه دهخدا
عمرا. [ ع َ ] ( اِخ ) نام شعبه ای است از طایفه ناحیه سراوان، از طوایف کرمان و بلوچستان، و مرکب ازشصت خانوار است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 98 ).
عمرا. [ ع َ ] ( اِخ ) نام شعبه ای است از طایفه ناحیه سراوان، از طوایف کرمان و بلوچستان، و مرکب ازشصت خانوار است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 98 ).
شعبه ایست از طایفه ناحیه سراوان از طوایف کرمان و بلوچستان و مرکب از شصت خانوار است
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عمر (۲۷ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لئن ضیعت عمرا قبل هذا تدارک ما مضی فیذاالزمان
💡 لالهٔ صحن چمن اکبر جوان گل عذار شد بهار عمرا و آخر، خزان، ای آسمان!
💡 به دليل اينكه (سالها پيش از اين در ميان شما زندگى كردم و هرگز اين گونهسخنان را از من نشنيده ايد، اگر آيات از ناحيه من بود لابد در اين مدتچهل سال از فكر من بر زبانم جارى مى شد وحداقل گوشه اى از آن را بعضى از من شنيده بودند (فقد لبثت فيكم عمرا من قبله ).