لغت نامه دهخدا
علی سقا. [ ع َ ی ِ س َق ْ قا ] ( اِخ ) ابن شعیب سقا. وی از مشایخ تصوف و اهل حیره نیشابور بود و با ابوحفص صحبت داشت. گویند که او پنجاه وپنج بار حج کرده است. ( از نفحات الانس جامی چ توحیدی پور ص 108 ).
علی سقا. [ ع َ ی ِ س َق ْ قا ] ( اِخ ) ابن شعیب سقا. وی از مشایخ تصوف و اهل حیره نیشابور بود و با ابوحفص صحبت داشت. گویند که او پنجاه وپنج بار حج کرده است. ( از نفحات الانس جامی چ توحیدی پور ص 108 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ الاسلام گفت: که این مه است از آن شیخ علی سقا. که در بادیه از قرب اللّه تعالی چیزی میاندیشید، از خود غایب گشت، چون باخود آمد، سیزده روز بگذشته بود ویرا گفتند: که از چه بجای آوردی که چندین روز بگذشت؟ که کسی نبود که ترا بگفتی. گفت: چون پیش ازان که غایب گشتم از ماه سیزده روز مانده بود، چون با خود آمدم ماه نو دیدم، دانستم که چندان گذشته بود.