لغت نامه دهخدا
علت سرخ. [ ع ِل ْ ل َ ت ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آفتی که در کشت گندم افتد و برگها را سرخ گرداند و از آن هیچ حاصل به دست نیاید. ( آنندراج ). || سرخ باده. بیماریی که در آن خون و صفرا بهم میرسد. ( از آنندراج ).
علت سرخ. [ ع ِل ْ ل َ ت ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آفتی که در کشت گندم افتد و برگها را سرخ گرداند و از آن هیچ حاصل به دست نیاید. ( آنندراج ). || سرخ باده. بیماریی که در آن خون و صفرا بهم میرسد. ( از آنندراج ).
آفتی که در کشت گند افتد و برگها را سرخ گرداند و از آن هیچ حاصل بدست نیاید سرخ باده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا شده سیلی غمت علت سرخروییام رشک برند از این عمل، چهره به خون منقشان
💡 ۴- قزل قلعه (قزل قله) (۴۳۸۰ متر) : به علت سرخ رنگ بودن خاک جبهه جنوبی قله به آن قزل قله یا قله سرخ رنگ میگویند، اما با توجه به نمای شرقی قله که شکل یک برج قلعه مانند است به آن قزل قلعه نیز میگویند.