لغت نامه دهخدا
علاقات. [ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ علاقه.
علاقات. [ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ علاقه.
۱ - ( مصدر ) بدل دوست داشتن کسی را دوست داشتن. ۲ - ( اسم ) دوستی. ۳ - بستگی ارتباط جمع: علایق ( علائق ) علاقجات ( غلط ) یا علاقه قرابت. ارتباط خویشاوندی. یا علاقه محبت. دوستی قلبی. یا قطع علاقه. ترک دوستی دل کندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاناتان عاشق واقعی هنر است، شاید او را یکی از بینندگان و شرکت کنندگان ثابت گالریهای هنر شهر میلان باشد! موسیقی و فیلم و سینما از دیگر علاقات این بازیکن محسوب میشوند. موسیقی جاز، پاپ، رپ را گوش میدهد. به معنایی موسیقیهایی که گوش میکند توجه دارد و گوش دادن موسقی از برنامههای روزانه او است. فیلم و هنرپیشههای زیادی را دوست دارد و عاشق فیلمهای متعدد زیادی است.