عص

لغت نامه دهخدا

عص. [ ع َص ص ] ( ع مص ) سخت گردیدن و درشت شدن. ( از منتهی الارب ). سخت و شدید شدن. ( از اقرب الموارد ). عَصَص. و رجوع به عصص شود.
عص. [ ع َص ص ] ( ع اِ ) بن هر چیزی و بیخ و نژاد آن. ( منتهی الارب ). اصل، چنانکه گویند: هو کریم العص. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بن هر چیزی و بیخ و نژاد آن اصل چنانکه گویند هو کریم العص

جمله سازی با عص

💡 به معجزات شبانی که اژدهای عصاش درون کشید برون از عدد عصی حبال

💡 و گفت: چون آوازه و عصی آدم برآمد جمله چیزها بگریستند مگر سیم و زر حق تعالی بر ایشان وحی کرد که چرا برآرم نگریستید و گفتند ما بر کسی که در تو عاصی شود در نگرییم حق تعالی فرمود که بعزت و جلال من که قیمت همه چیزها به شما آشکارا کنم و فرزندان آدم را خادم شما گردانم.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز