عشوه پرداز
مترادفها
دلربا، نازکُن، عشوه گر
لغت نامه دهخدا
عشوه پرداز. [ ع ِش ْ وَ / وِ پ َ ] ( نف مرکب ) عشوه پردازنده. دارای ناز و کرشمه. ( ناظم الاطباء ). آنکه ناز و کرشمه کند. دارای ناز و غمزه. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که ناز و کرشمه کند دارای ناز و غمزه.
جمله سازی با عشوه پرداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کجا صائب شود همخانه با من عشوه پردازی که در آیینه با صد ناز در تمثال می بیند
💡 چو لیلی عشوه پردازی پرافسون یکی از عاشقانش بیدمجنون
💡 کنیزان جلوه گر در حله ناز همه دستانسرای و عشوه پرداز
💡 در نمایشنامههای کلاسیک، شخصیتهای عشوه پرداز با حرکات خاص خود سعی میکنند توجه تمام مخاطبان را به سمت خود جلب کنند.
💡 شاعر در این قطعه، توصیف عجیبی از یک سوژه عشوه پرداز ارائه داده که با هر حرکت، زیباییهای خود را بیشتر نمایان میکند.
💡 رفتار آن زن بسیار عشوه پرداز بود و با ناز و کرشمههای مداوم، سعی داشت بر قلب شنونده اثر عمیقی بگذارد.