عشوه کردن

لغت نامه دهخدا

عشوه کردن. [ ع ِش ْ وَ / وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ناز و غمزه کردن. کرشمه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): اگر نیامدند و سخن نشنودند و عشوه کردند آنگاه بحکم مشاهده کار خویش می باید کرد. ( تاریخ بیهقی ص 658 ).
تو بمخراش به عشوه رخ نیکی را زآنک
هرکه او عشوه کند نیکی او پنهانست.بدر جاجرمی ( در ترجمه عنوان الحکم بستی ).

جمله سازی با عشوه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرفته گردنت در عشوه کردن به شوخی خون سد بی دل به گردن

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
رایا یعنی چه؟
رایا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز