بزنم به تخته
اصطلاحی عامیانه برای دور کردن چشمزخم، دفع بدی و گفتنِ یک عبارت از روی احتیاط یا خوشیمنی. در گفتار روزمره وقتی کسی از سلامت، موفقیت یا خوشاقبالی چیزی حرف میزند، ممکن است بگوید «بزنم به تخته» تا حس حسادت یا نحسی را برطرف کند.
مترادفها
از خود بیخود شدن، دیوانه شدن
متضادها
ماندن، مستقر شدن