بزنم به تخته

اصطلاحی عامیانه برای دور کردن چشم‌زخم، دفع بدی و گفتنِ یک عبارت از روی احتیاط یا خوش‌یمنی. در گفتار روزمره وقتی کسی از سلامت، موفقیت یا خوش‌اقبالی چیزی حرف می‌زند، ممکن است بگوید «بزنم به تخته» تا حس حسادت یا نحسی را برطرف کند.

مترادف‌ها

از خود بیخود شدن، دیوانه شدن

متضادها

ماندن، مستقر شدن

جمله سازی با بزنم به تخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر شرایط مالی من کمی بهتر شود و بتوانم پس از گرفتن وام یک مغازه کوچک باز کنم، شاید تصمیم بگیرم که بزنم به تخته.

💡 او همیشه از دوستانش می‌گفت که اگر روزی از این زندگی روتین خسته شد، تصمیم دارد تمام دارایی‌اش را بفروشد و بزنم به تخته.

💡 گاهی اوقات آدم نیاز دارد که از تمام چارچوب‌های موجود خارج شود، بزنم به تخته و به دنبال یک ماجراجویی بزرگ در دنیا باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران