لغت نامه دهخدا
عسقل. [ ع َ ق َ ] ( ع اِ ) یکی عَساقیل. ( منتهی الارب ). واحد عَساقل. ( از اقرب الموارد ). نوعی از سماروغ بزرگ. ( آنندراج ). نوعی از کماة است. ( فهرست مخزن الادویة ). عُسقول. رجوع به عساقل و عساقیل و عسقول شود.
عسقل. [ ع َ ق َ ] ( ع اِ ) یکی عَساقیل. ( منتهی الارب ). واحد عَساقل. ( از اقرب الموارد ). نوعی از سماروغ بزرگ. ( آنندراج ). نوعی از کماة است. ( فهرست مخزن الادویة ). عُسقول. رجوع به عساقل و عساقیل و عسقول شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 21- ابنى به ضم همزه و سكون باء و فتح نون: جايگاهى است در شام، و ناحيهاست در (بلقاء) بين عسقلان و رملة در نزديكى موتة جايى كه زيد بن حارثه و عبداللهبن رواحة و جعفر بن ابيطالب شهيد شدند.
💡 طی این مذاکرات توافق شد که به مدت پنج سال میان ارتش دو طرف آتشبس برقرار شود. اورشلیم همچنان در دستان صلاحالدین باشد و زائران و تجار مسیحی بدون هیچ مشکلی به اورشلیم سفر کنند و عسقلان که شهر رابط بین مصر و شام بود، تخریب و تحت کنترل ایوبیان قرار گیرد.
💡 حدود کشور نَبَطیها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه مییافت.
💡 كـليـنـى در اصول كافى (998) و صفار در بصائر الدرجات دعاهايى نيز از الياس واليـا نـقـل كـرده انـد كـه ائمـه (ع ) آن دعـاهـا را مى خوانده اند. ثعلبى در عرائس الفنونداستانى از مردى از اهل عسقلان نقل كرده كه الياس را در بيابان اردن ديده و سؤ الاتى ازاو كرده و پاسخ هايى شنيد كه در مجموع بعيد به نظر مى رسد.
💡 گفت: (شصت نفرند؛ پنجاه نفر از ايشان نزديك عريش مصرند تا شاطى فرات و دو مرددر مصيصه است و يك مرد در عسقلان و هفت نفر در ساير بلاد. و هر وقت كه خداوند ببرديكى از ايشان را، مى آورد سبحانه و تعالى ديگرى را. به ايشان دفع مى كند خداوندبلا را از مردم و به سبب ايشان، باران بر ايشان باريده مى شود.)
💡 ثعالبى در (عرايس التيجان ) روايت كرده به اسناد خود از مردى ازاهل عسقلان كه او راه مى رفت در اردن در وسط روز. مردى را ديد. گفت: (يا عبداللّه ! توكيستى ؟) با من تكلّم نكرد.