عزلتی

لغت نامه دهخدا

عزلتی. [ ع ُ ل َ ] ( ص نسبی ) که عزلت اختیار کند. گوشه نشین و زاهد. ( ناظم الاطباء ).
عزلتی. [ ع ُ ل َ ] ( اِخ ) تخلص ادهم واعظ است. رجوع به ادهم واعظ شود.

جمله سازی با عزلتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود صاحب عزلتی در گوشهٔ از جهان نه زادی ونه توشهٔ

💡 سیمرغ وار از همگان عزلتی طلب کز هیچ کس ندید دمی هیچکس وفا

💡 من همی خواهم که گیرم خلوتی وز همه خلقان بجویم عزلتی

💡 گر تو خواهی عزت دنیا و دین عزلتی از مردم دنیا گزین

💡 چار دیوار عزلتی که توراست بهتر از چار بالش جم دان

💡 ایمه چه زهره دارد سیمرغ عزلتی کو پیش هزار عیسی یک سم خر فرستد

بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز