لغت نامه دهخدا
عزد. [ ع َ ] ( ع مص ) آرمیدن با زن. ( از منتهی الارب ). نزدیکی با زن.
عزد. [ ع َ ] ( ع مص ) آرمیدن با زن. ( از منتهی الارب ). نزدیکی با زن.
آرمیدن با زن نزدیکی با زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرد عون دین پیغمبر به زخم تیغ تیز با جهان ملک عزدین پیغمبر گرفت
💡 ملک عزدین آنکه چرخ بلند بدو داد اورنگ خود را کمند