لغت نامه دهخدا
عز و جاه. [ ع ِزْ زُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ارجمندی و جاه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
عز و جاه. [ ع ِزْ زُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ارجمندی و جاه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو به درگاه شهنشه نه که هر کو در جهان یافت عز و جاه از درگاه شاهنشاه یافت
💡 آن کو خلاف دولت او یافت در جهان از عز و جاه بهرهٔ خود بند و چاه یافت
💡 ایا بخارا، چندین بزرگواری تو ترا چه مایه ثنایست و عز و جاه و مقام؟
💡 غلام شاه نجف چون صغیر شو که تو را بهر دو کون بس این عز و جاه خواهد بود
💡 ز خرابی میار خوار بچشم زاهدانم بنگر که در خرابات چه عز و جاه دارم