لغت نامه دهخدا
عریض کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پهن کردن. باوسعت کردن. واسع کردن.متسع ساختن. توسعه دادن. اتساع دادن. سعه دادن. وسعت دادن. فسیح کردن. عرض دادن. و رجوع به عریض شود.
عریض کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پهن کردن. باوسعت کردن. واسع کردن.متسع ساختن. توسعه دادن. اتساع دادن. سعه دادن. وسعت دادن. فسیح کردن. عرض دادن. و رجوع به عریض شود.
پهن کردن با وسعت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساختمان جهان نیویورک یک آسمانخراش واقع در ایالت نیویورک، ایالات متحده آمریکا با ۲۰ طبقه بود. ساخت و ساز این ساختمان ۱۸۸۹ شروع شد و ۱۸۹۰ به پایان رسید. این بنا در سال ۱۹۵۵ برای عریض کردن دهانه پل بروکلین تخریب شد.