عاه

لغت نامه دهخدا

عاه. ( اِخ ) کوهی است در سرزمین فزارة. ( از معجم البلدان ). || و یوم العاه از ایام عرب است.
عاه. ( اِخ ) موضعی است که در آن حمیدبن حریث بن بجدل کلبی با بنی فزاره برخورد و نبرد کرد. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

کوهی است در سرزمین فزاره و یا یوم العاه از ایام عرب است.

جمله سازی با عاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امام فرمود: شبانه از منزل خارج مشو كه از اين مردم منكوس واژگون شده بر شما ايمننيستم، در نزد من حرزى است كه با آن خود را حفظ كن و از شرور و بلاها و ناخوشايندها وآفتها و عاهات در امان باش همانطوركه ديشب خدا مرا از تو نجات داد و اگر با آن حرزلشكريان روم يا بيش از آن را ملاقات نمايى يااهل زمين بر عليه تو و براى شكست دادن به تو اجتماع نمايند با قدرت و جبروت الهىهيچ كارى نمى توانند بكنند و همينطور شياطين جن و انس.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران