لغت نامه دهخدا
طولان. ( اِخ ) طولن. رجوع به تولان جربی شود. ( تاریخ جهانگشای ج 2 ص 211 ).
طولان. ( اِخ ) طولن. رجوع به تولان جربی شود. ( تاریخ جهانگشای ج 2 ص 211 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انقباضات پلکها نوعی دیستونی موضعی ناشایع است. دیستونی به معنای انقباض غیر ارادی مکرر و طولانی در یک عضله یا گروهی از عضلات میباشد.
💡 آنک موذن پیری در بناگوشت فریاد می کشد که حی علی الذهاب با اینهمه اما، تو غرق بحر گناهان، گوش شنوای بلندترین و طولانی ترین موعظه ها را نداری.
💡 چنان تاریک و طولانی که بی یک مو خلاف آمد سواد شام هجران مو به مو زلف پریشانش
💡 تنفس درست باعث میشود تارهای صوتی از آسیب در امان باشند، حتی وقتی شما صدای خیلی بلندی تولید میکنید یا به مدتی طولانی صحبت یا سخنرانی میکنید یا آواز میخوانید.
💡 جهان را پختگی بر نوجوانان میکند کوته که طولانی کند بر شاخ، عمر میوه را خامی
💡 کشیدی قصه طولانی از آن زلف آشفته چه شد کامشب حکایت از سر و سامان من گفتی