طوق باز
مترادفها
گشاد
لغت نامه دهخدا
طوق باز. [ طَ / طُو] ( نف مرکب ) ظاهر آنست که از عالم شمشیرباز باشد، یعنی بازی کننده بطوق. خواجه نظامی راست:
سر زلف معشوق را طوق ساز
درافکن به این گردن طوق باز.
گردنی که بقید عشق خو کرده است و به طوق بازی عمر صرف نموده. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن چه که با طوق ( گردن بند ) بازی کند: گردن طوق باز.
ظاهرا آنست که از عالم شمشیر باز باشد یعنی بازی کننده بطوق.
جمله سازی با طوق باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سر زلف معشوق را طوق ساز درافکن بدین گردن آن طوق باز
💡 طوق باز در طراحی برخی از قطعات صنعتی، به منظور سهولت در نصب و قرارگیری قطعه در جای خود، بسیار کاربردی و مفید است.
💡 برخی از زیورآلات سنتی دارای طراحی طوق باز هستند که به کاربر اجازه میدهد آنها را به راحتی بر روی گردن خود ببندد.
💡 در مباحث مهندسی مکانیک، استفاده از ساختارهای طوق باز میتواند به توزیع بهتر فشار در نقاط اتصال قطعات مختلف کمک بسیار شایانی کند.