دوتیغه باز
لغت نامه دهخدا
دوتیغه باز. [ دُ غ َ / غ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه با دو تیغ بازی کند و این رسمی است سپاهیان هند را. ( آنندراج ):
به سینه صف اعدا که خیل مورانند
دوتیغه باز چو نوک زبان مار افتاد.طالب آملی ( از آنندراج ).- دوتیغه باز بهادری؛ دو تیغه بازی. به دو دست تیغ زدن. ( از آنندراج ).
- زخم دوتیغه باز؛ نهایت تازه. ( آنندراج ):
ای صبح آه سرد تو از انتظار کیست
زخم دوتیغه باز تو از ذوالفقار کیست.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
آنکه با دو تیغ بازی کند و این رسمی است سیاهیان هند را.
جمله سازی با دوتیغه باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال پورتو و باشگاه فوتبال دائجئون هانا سیتیزن اشاره کرد.
💡 وی همچنین در تیم ملی فوتبال زیر 16 سال انگلستان بازی کردهاست.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال ریور پلاته و باشگاه فوتبال ولز سارسفیلد اشاره کرد.
💡 گنجشک را که دانهٔ روزی تمام شد از پیش باز، باز نیاید به آشیان
💡 باز کن چشم و ببین کز بی نشانی چشم را نور با آب سیه در یک مکان آید پدید
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال گنگام و باشگاه فوتبال نانسی اشاره کرد.