لغت نامه دهخدا
صیدکار. [ ص َ/ ص ِ ] ( ص مرکب ) صیاد. شکارچی. آنکه کار او صید کردن است:
این وطنگاه دامیاران است
جای صیاد و صیدکاران است.نظامی.
صیدکار. [ ص َ/ ص ِ ] ( ص مرکب ) صیاد. شکارچی. آنکه کار او صید کردن است:
این وطنگاه دامیاران است
جای صیاد و صیدکاران است.نظامی.
( صفت ) شکارچی صیاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افکندن صید کار شیر است روبه ز شکار شیر سیر است