لغت نامه دهخدا
صوبج. [ ص َ / ص ُ ب َ ] ( معرب، اِ ) آلتی است که بدان نان سازند. ( منتهی الارب ). الذی یرق به العجین. معرب است. ( اقرب الموارد ).
صوبج. [ ص َ / ص ُ ب َ ] ( معرب، اِ ) آلتی است که بدان نان سازند. ( منتهی الارب ). الذی یرق به العجین. معرب است. ( اقرب الموارد ).
آلتی است که بدان نان سازند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز صوبجات به گردون شود زفیر و نفیر ز دیرجات بهکیوان رود غریو غرن