لغت نامه دهخدا
صنوبرقامت. [ ص َ / ص ِ ن َ / نُو ب َ م َ ] ( ص مرکب ) راست قد. موزون قامت. موزون اندام.آنکه قامتش در راستی همانند صنوبر است:
سرورفتاری صنوبرقامتی
ماه رخساری ملایک منظری.سعدی.
صنوبرقامت. [ ص َ / ص ِ ن َ / نُو ب َ م َ ] ( ص مرکب ) راست قد. موزون قامت. موزون اندام.آنکه قامتش در راستی همانند صنوبر است:
سرورفتاری صنوبرقامتی
ماه رخساری ملایک منظری.سعدی.
راست قد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای رفیقان من از آن سرو صنوبر قامت بصفت راست نیاید که چها می شنوم
💡 با وجود جلوه ی شمشاد او راه خرام بر صنوبر قامتان سیمتن بست آسمان
💡 سرو صنوبر قامتان دارد ز رشک آب روان با دیده انجم فشان، رخساره ماهش نگر
💡 می کند از طوق قمری حلقه نام سرو را از صنوبر قامتان هر جا برآید نام او