صنوبر قامت
مترادفها
بلند قامت، قد بلند
متضادها
کوتاهقامت
لغت نامه دهخدا
صنوبرقامت. [ ص َ / ص ِ ن َ / نُو ب َ م َ ] ( ص مرکب ) راست قد. موزون قامت. موزون اندام.آنکه قامتش در راستی همانند صنوبر است:
سرورفتاری صنوبرقامتی
ماه رخساری ملایک منظری.سعدی.
فرهنگ فارسی
راست قد
جمله سازی با صنوبر قامت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای رفیقان من از آن سرو صنوبر قامت بصفت راست نیاید که چها می شنوم
💡 با وجود جلوه ی شمشاد او راه خرام بر صنوبر قامتان سیمتن بست آسمان
💡 سرو صنوبر قامتان دارد ز رشک آب روان با دیده انجم فشان، رخساره ماهش نگر
💡 می کند از طوق قمری حلقه نام سرو را از صنوبر قامتان هر جا برآید نام او
💡 آن دختر جوان با قد بلند و صنوبر قامت، در میان جمعیت ایستاده بود و زیبایی خیرهکننده او توجه تمام حاضران را به خود جلب میکرد.
💡 شاعر در این قصیده، معشوق را صنوبر قامت توصیف کرده است تا بر استواری، بلندی و زیبایی متناسب قامت او در نگاه هنرمندان تأکید ورزد.
💡 استفاده از تعبیر صنوبر قامت در اشعار کلاسیک، نشاندهنده اهمیت زیباییشناسی قامت در فرهنگ ادبی ایران و ستایش قد بلند و موزون است.