لغت نامه دهخدا
صله دادن. [ ص ِ ل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) جایزه دادن. پاداش دادن. احسان کردن. اجازه. رجوع به صلت و صله شود.
صله دادن. [ ص ِ ل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) جایزه دادن. پاداش دادن. احسان کردن. اجازه. رجوع به صلت و صله شود.
( مصدر ) عطا دادن جایزه دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزى كميت خدمت حضرت صادق عليه السّلام مشرف شد و اجازه خواندن شعرش را درخواستنمود. حضرت ظاهراً مشغول انجام كارى بودند و فرمودند: ((حالا وقت آن نيست )) اما وقتىكه كميت عرضه داشت؛ شعر در مدح خاندان عصمت و طهارت است، حضرتخوشحال شده و دستور دادند تا همه براى شنيدن آن جمع شوند. كميت شعر را خوانده سپسحضرت بعد از دعاى خير، لباس مخصوصى به همراه هزار دينار را به عنوان صله به اوعطا فرمودند و سنت صله دادن به مادحين خود را بنا نهادند.
💡 صله دادن ترا سزاوارست زانکه آن دیدهای ز جد و پدر