صلتی

لغت نامه دهخدا

صلتی. [ ص َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به عثمان بن ابی الصلت که سرسلسله طایفه ای از خوارج است. ( الانساب سمعانی ). رجوع به صَلتیَّة شود.

فرهنگ فارسی

نسبت است بعثمان بن ابی الصلت که سر سلسله طایفه از خوارج است

جمله سازی با صلتی

💡 گر اندک صلتی بخشد امیرت ازو بستان کزو بسیار باشد

💡 صلتی در خور آن شعر فرستند و رنی شعر من باز فرستند نه ازو نه ز من

💡 اگر بیابم آنرا که شعر دریابد بدو دهم صلتی تا سخن بَرو خوانم

💡 از پس خلعت شایسته بآیین صلتی به درخشانی چون شمس وبه خوبی چو قمر

💡 در سرای من ارچه هست عزیز صلتی سخت خوار می خواهم

💡 هر خراج و صلتی که بایدت آن ز ما هر موسمی افزایدت

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز