لغت نامه دهخدا
صلاح و مصلحت. [ ص َ ح ُ م َ ل َ ح َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از اتباع است. تدبیر کردن. رای زدن. مصلحت دانستن. راهنمائی کردن: بی صلاح و مصلحت او آب نمی خورد و همیشه از او مصلحت می جوید. رجوع به صلاح و مصلحت جوئی شود.
صلاح و مصلحت. [ ص َ ح ُ م َ ل َ ح َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از اتباع است. تدبیر کردن. رای زدن. مصلحت دانستن. راهنمائی کردن: بی صلاح و مصلحت او آب نمی خورد و همیشه از او مصلحت می جوید. رجوع به صلاح و مصلحت جوئی شود.
از اتباع است تدبیر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 4- شكرعبد، شكرمولا را به همراه دارد؛ يعنى وقتى عبد، عملى را خالصانهانجام مى دهد و به نيّت تجليل و بزرگداشت و به عنوان خدمت و عبوديت، عملى را بهپيشگاه مولا هديه مى كند، مولا هديه او را مى پذيرد و درمقابل اين عمل صالح، صلاح و مصلحت او را كفايت مى كند؛ چنان كه حضرت صدّيقه طاهره، فاطمه زهرا(س ) مى فرمايد: من اصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّوجلّ اليهافضل مصلحته.(953)
💡 346- يعنى: كسى كه دور از يار نمى تواند زندگى كند، اگر يار ستمى كند ناگزير بايد آن ستم را تحمل كرد. يك روز گفتم: امان از ستم فراق يار، پس از آن روز چندين بار استغفار و توبه كردم، يار از يار دورى نمى كند، من آنچه دلخواه او استدل بستم و تسليم شدم. اگر او از روى مهربانى مرا نزد خود دعوت كند، و يا از روى قهر و بى مهرى مرا از خود دور سازد، صلاح كار را خود داند. ( صلاح و مصلحت خويش،خسروان دانند.)