لغت نامه دهخدا
صقلابی. [ ص َ / ص ِ ] ( ص نسبی ) نسبت است به صقلاب. رجوع به صقلاب شود.
- موی صقلابی؛ موی بور.
- روی صقلابی؛ سفید و سرخ.
صقلابی. [ ص َ / ص ِ ] ( ص نسبی ) نسبت است به صقلاب. رجوع به صقلاب شود.
- موی صقلابی؛ موی بور.
- روی صقلابی؛ سفید و سرخ.
( صفت ) منسوب به صقلاب اهل صقلاب صقلبی جمع: صقلبه. یا موی صقلابی. موی بور. با روی صقلابی. سفید و سرخ.
💡 پیش لر هست شعر تازی چون پیش نازی نگار صقلابی