صف نشین

لغت نامه دهخدا

صف نشین. [ ص َ ن ِ ] ( نف مرکب ) مهمان. محفلی:
صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که در صف مجلسیان نشیند مجلسی محفلی مهمان.

جمله سازی با صف نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نغمه سازان نشاطش سال و مه مجلس طراز صف نشینان بساطش روز و شب عشرت گزین

💡 همه صف نشینان با هوش ورای چو سلطان دل کرده در صدرجای

💡 میدهد از سدره و طوبی نشان بر کنار او درخت صف نشین

💡 باش در ایوان کرم صف نشین ریز چو همیان درم از آستین

💡 شاه ثانی نعمت الله، آفتاب عز و جاه صف نشین خسروان، داماد شاه شه نشان

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز