صدا دار
مترادفها
باصدا، پرصدا
متضادها
بیصدا، ساکت، خاموش
لغت نامه دهخدا
صدادار. [ ص َ / ص ِ ] ( نف مرکب ) باصدا. باآواز. باصوت. رجوع به صدا شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) با صدا با آواز.
جمله سازی با صدا دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلخلیل در قرن هشتم کتاب پیامهای گرافیکی رمزنگاری که شامل تمام حالات حروف ترکیب و جایگشتهای حروف صدا دار و بدون صدای عربی برای اولین بار میباشد را نوشت.