شیوا زبان

لغت نامه دهخدا

شیوازبان. [ شی زَ ] ( ص مرکب ) فصیح. ( المصادر زوزنی ). فصیح زبان که بلیغبیان باشد. ( برهان ). فصیح و بلیغ و تیززبان. ( غیاث ). فصیح زبان. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). خوشخوان:
بلبل شیوازبان ناله به آهنگ برد
فاخته با عندلیب چنگ سوی چنگ برد.فخر اصفهانی ( از جهانگیری ).فصاحة؛ شیوازبان شدن. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که بیانش فصیح و بلیغ باشد.
فصاحت فصیح زبان بودن

جمله سازی با شیوا زبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یار تو و عدوی تو شیوا زبان و کنگ در شرق و غرب و فوق ثریا الی الثری

💡 بر فراز منبر آن شیوا زبان هست صیادی و تیرش در دهان

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز