شیفته دل

مترادف‌ها

دلباخته، شیدا، عاشق، مسحور

متضادها

بیزار، متنفر

لغت نامه دهخدا

شیفته دل. [ ت َ / ت ِ دِ ] ( ص مرکب ) شوریده دل و عاشق.( ناظم الاطباء ). دلداده. عاشق. دلباخته:
زلفی به هزار حلقه زنجیر
جز شیفته دل شدن چه تدبیر.نظامی.وآن شیفته دل ز شوربختی
میکرد صبوریی به سختی.نظامی.

جمله سازی با شیفته دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نه به تنها من و یک مملکتی شیفته اند باشدی باخته جان شیفته دل عالمشان

💡 کدام شیفته دل در کمند زلف تو بست که عقل خنده نزد بر درازی املش

💡 گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست عاشق شیفته دل را خبر از عالم نیست

💡 امشب از پیش من شیفته دل دور مرو نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو

💡 گفت دانی به من شیفته دل دیگر بار از ره کینه چه کرد این فلک بداختر

💡 نه من شیفته دل، واله رخسار توام که ز رخسار تو بر من دگری جلوه گر است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران