شیرین گزار

لغت نامه دهخدا

شیرین گزار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) شیرین گفتار.شیرین سخن. شیرین بیان. ( یادداشت مؤلف ):
همان چربگو مرد شیرین گزار
چنین چربی انگیخت از مغز کار.نظامی.رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

شیرین گفتار شیرین سخن

جمله سازی با شیرین گزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان چرب کو مرد شیرین گزار چنین چربی انگیخت از مغز کار

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز