شیرزه

لغت نامه دهخدا

شیرزه. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) هر حیوان سبع و درنده. || قوت و نیرو و زور. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با شیرزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که طایفه جهانتیغ و اشترک بیشترین جمعیت را نسبت به سایر طایفه های ساکن در این روستا دارند.طوایف گلوی شیرزهی سارانی حاجی حسینی دیگر افراد ساکن در این مکان هستند.

💡 چون عنکبوت رای به صید مگس مکن تو شیر شیرزه هستی مردم شکار باش

💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۹۶۹ نفر (۲۶۶ خانوار) بوده‌است. که طایفه اله دو بیشترین جمعیت آن را تشکیل میدهد در این روستا افرادی از طایفه شیرزهی سکونت دارند این روستا افراد تحصیل کرده زیادی دارد.

💡 جمعیت اکثر روستا را قوم بلوچ از طایفه شیرزهی از قبیله نارویی تشکیل داده اند تعدادی هم از طایفه اقلیتی سیستانی هم در این روستا ساکن هستند

💡 دهد عنایت او شور و فتنه را آرام کند سیاست او شیر شیرزه را روباه

دوچین یعنی چه؟
دوچین یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز