شیر نوش به معنای کسی است که شیر مینوشد، به ویژه شیر مادر. این واژه به طور خاص به شیرخواران یا نوزادانی اشاره دارد که از شیر مادر تغذیه میکنند. در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار، این واژه به زیبایی به تصویر کشیده شده است. به عنوان مثال، در یکی از اشعار مولوی آمده است: «کودک اول چون بزاید شیرنوش، مدتی خامش بود از جمله گوش.» این بیت به حالت خاموشی و آرامش نوزاد پس از تولد اشاره دارد، زمانی که او به تازگی به دنیا آمده و در حال نوشیدن شیر مادر است. شیر نوش به عنوان یک واژه مرکب، به نوعی نماد وابستگی و نیاز نوزاد به مادر و تغذیه از اوست. این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی به عنوان نمادی از دوران نوزادی و وابستگی به مادر استفاده میشود و نشاندهنده اهمیت شیر مادر در رشد و سلامت نوزادان است. به طور کلی، شیر نوش به عنوان یک واژه توصیفی، به نوزادانی اشاره دارد که در مراحل اولیه زندگی خود از شیر مادر بهرهمند میشوند و این موضوع در ادبیات و فرهنگ ایرانی اهمیت ویژهای دارد.
شیر نوش
لغت نامه دهخدا
شیرنوش. ( نف مرکب ) شیرنوشنده. که شیر مادر بخورد. شیرخوار:
کودک اول چون بزاید شیرنوش
مدتی خامش بود از جمله گوش.مولوی.
فرهنگ فارسی
شیر نوشنده که شیر مادر بخورد
جمله سازی با شیر نوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دایه نه شاهد مستی خروش بود زبستان عدم شیر نوش