لغت نامه دهخدا
شکون. [ ش ُ ] ( اِ ) شگون. به معنی شکن است که فال نیک و به فال برداشتن و مبارک دانستن چیزها باشد. ( برهان ). فال. فال نیک: شکون داشتن. شکون خوب یا بد زدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شگون شود.
شکون. [ ش ُ ] ( اِ ) شگون. به معنی شکن است که فال نیک و به فال برداشتن و مبارک دانستن چیزها باشد. ( برهان ). فال. فال نیک: شکون داشتن. شکون خوب یا بد زدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شگون شود.
فال نیک شکون خوب یا بد زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فال زدم که از لبت کشته شوم به یک نفس هم ز لب تو این سخن به که شکون نهد کسی
💡 عشرتطلبی چو باده نوشان در بزم محبتم شکون نیست
💡 لبی از بادهٔ لعلی ترکن نوبهار است و شکون است امروز