شکرد

لغت نامه دهخدا

شکرد. [ ش ِ ک َ ] ( اِ ) صید و شکار. ( ناظم الاطباء ). || علاج و چاره. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ). || ( نف مرخم ) شکارکننده. ( از برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صید و شکار یا علاج و چاره

جمله سازی با شکرد

💡 دل عدو شکرد هیبت تو چون زوبین صف سپه شکند صولت تو چون صمصام

💡 بر دست گرفت باز تا جان شکرد این شیوه نگر که باز بر دست گرفت

💡 زندگانی و جان و دل شکرد زخم این اژدهای عمر شکار

💡 جهان گشاید و کین توزد و عدو شکرد به تیغ تیز و کمان بلند و تیر خدنگ

💡 آخر ای خاک دلت خون دلم چند خورد تن ناپاک تو تا کی تن پاکان شکرد

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
مصروف یعنی چه؟
مصروف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز