شکایت گستری

لغت نامه دهخدا

شکایت گستری. [ ش ِ ی َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) گله مندی. شکایت. گله گزاری. ( فرهنگ فارسی معین ):
او تو را کی گفت کاین گلبتره ها را جمع کن
تا تو را لازم شود چندین شکایت گستری.انوری ( ازآنندراج ).|| ناله و زاری. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - گله مندی شکایت. ۲ - ناله و زاری

جمله سازی با شکایت گستری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم توانستی گرم شاکر ترک زین داشتی تا نبودی چون منش باری شکایت گستری

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز