شکار افکنان

لغت نامه دهخدا

شکارافکنان.[ ش ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) صفت حالیه. در حال شکارافکنی. در حال شکار کردن. شکارکنان:
شکارافکنان دشتها درنوشت
همی کرد نخجیر در کوه و دشت.نظامی.شکارافکنان در بیابان چین
بپرداخت از گور و آهو زمین.نظامی.ملک فیلقوس از تماشای دشت
شکارافکنان سوی آن زن گذشت.نظامی.و رجوع به شکارافکن و شکارافکنی شود.

فرهنگ فارسی

صفت حالیه در حال شکار افکنی در حال شکار کردن.

جمله سازی با شکار افکنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم آن ضعیف صیدی که ز ننگ لاغریها ز شکار افکنان کس به شکار من نیامد

💡 سوی دشت توران به ره تازیان برفتند با هم شکار افکنان

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز