شپر
لغت نامه دهخدا
شپر. [ ش َپ ْ پ َ ] ( سریانی، ص ) خوب و نیک. ( ناظم الاطباء ). به لغت سریانی به معنی خوب و نیکوست که به عربی حسن خوانند. ( از انجمن آرا ) ( برهان ). || ( اِخ ) مصحّف شبر. نام حسن بن علی علیهماالسلام بود. ( انجمن آرا ). رجوع به شبر شود.
فرهنگ فارسی
خوب و نیک به لغت سریانی بمعنی خوب و نیکوست که بعربی حسن خوانند.
جمله سازی با شپر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برلین در امتداد رودخانهٔ شپری ساخته شده است که در غرب شهر در محلهٔ شپانداو به هافل میریزد. این شهر دارای دریاچههایی در محلههای غربی و جنوب شرقی است که بزرگترین آنها موگلزی است. حدود یک سوم از وسعت شهر از جنگلها، پارکها و باغها، رودخانهها، کانالها و دریاچهها تشکیل شده است.
💡 در کسوف گل شده خورشید و حربا فطرتان خویش را زندانی سوراخ شپر کردهاند