شویت

لغت نامه دهخدا

شویت. [ ش ِ ] ( اِ ) شِوِد. شبت. شبث. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شبت شود.
شویة. [ ش َ وی ی َ ] ( ع اِ ) بقیه قوم هلاک شده. ج، شوایا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) گوشت بریانی شده. ( از اقرب الموارد ). شَوی. رجوع به شَوی شود.
شویة. [ش َ وی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث شَوی. رجوع به شوی شود.

فرهنگ فارسی

شود شبت

جمله سازی با شویت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوی آبی و آب جویت من خاکی و آب دست شویت من

💡 شاخ طوبی را غذا گردد بفردوس اندرون چون برون ریزند آب دست شویت از لگن

💡 بفرمود: ای زن مدار ایچ باک زکردار شویت که یزدان پاک

💡 گو به شویت تا بیفزاید به کار تا فزایم مزد او من بیشمار

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز