شوریده زلف

لغت نامه دهخدا

شوریده زلف. [ دَ / دِ زُ ] ( ص مرکب ) ژولیده موی. ( ناظم الاطباء ):
گر نداری باورم بشنو که خلقان کرده اند
نام اوشوریده زلف و نام من شوریده حال.امیر معزی.دستار درربوده سران را به باد زلف
شوریده زلف و مقنعه عید بر سرش.خاقانی.|| از اسمهای محبوب است. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ژولیده موی.

جمله سازی با شوریده زلف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کارم ز پیچ زلفت شوریده گشت و مشکل شوریده زلف خود را بر کار مشکلم نه

💡 گر نداری باورم بنگر ا‌چسان نامیده‌اند ا نام او شوریده زلف و نام من شوریده‌حال

💡 دستار در ربوده سران را به باد زلف شوریده زلف و مقنعهٔ عید بر سرش

💡 تا چه سودا بر سرت افتاده از آن شوریده زلف یا چو ما مفتون شدی بر نرگس هندوی خویش

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز