شوخ طبعی

لغت نامه دهخدا

شوخ طبعی. [ طَ ] ( حامص مرکب ) تیزطبعی. بذله گویی.

فرهنگ فارسی

خوش طبعی بذله گویی.

فرهنگستان زبان و ادب

{humour} [روان شناسی] توانایی درک یا بیان جنبه های طنزآمیز موقعیت ها

جمله سازی با شوخ طبعی

💡 چارلز بونر اولین کسی بود که "جعبه فندک" را به انگلیسی ترجمه کرد و از یک ترجمه آلمانی به جای اصل دانمارکی استفاده کرد. او سبک شوخ طبعی "جعبه فندک" را ترجیح داد به سبک ادبی ترجمه بونر با عنوان "جعبه فندک" در کتاب داستان دانمارکی در سال ۱۸۴۶ منتشر شد.

💡 الیور (یوان مک‌گرگور) تنها چند ماه پس از فوت پدرش(کریستوفر پلامر)، «آنا»ی بی ادب و غیرقابل پیش‌بینی را ملاقات می‌کند. این عشق جدید الیور را به یاد و خاطرهٔ پدرش می اندازد که ۴۴ سال زندگی مشترک داشته و تا ۷۵ سالگی زندگی پر هیاهو و هیجان انگیزی داشته همه باعث شده پدر و پسر بسیار به هم نزدیک شوند. و حالا الیور می‌خواهد با همان شوخ طبعی، شجاعت و امیدی که پدرش به او یاد داده با آنا شروع کند.