لغت نامه دهخدا
شنز. [ ش ُ ن ُ ] ( اِ ) سنز. سیاه دانه. ( یادداشت مؤلف ):
غیرنان تنک و تخم شنز چیست دگر
آنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد.بسحاق.
شنز. [ ش ُ ن ُ ] ( اِ ) سنز. سیاه دانه. ( یادداشت مؤلف ):
غیرنان تنک و تخم شنز چیست دگر
آنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد.بسحاق.
سنز سیاه دانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک مرد ۴۰ ساله بنام «شنزی» نزد برادرش «تاد» فرستاده میشود تا با او زندگی کند. اما وقتی شنزی وارد رابطه ای با لیندزی، دوست دختر تاد میشود، تاد او را به فاش کردن اسرار گذشته تهدید میکند