شمید

ریشه‌ای عمیق در ادبیات عرفانی و عاشقانه فارسی دارد و به حالتی از بی‌خویشی و شوریدگی شدید اشاره می‌کند که فراتر از یک دل‌مشغولی ساده است. این واژه، در اصل، برای توصیف حالتی به کار می‌رود که در آن، فرد از شدت غلبهٔ عشق، چنان در حیرت و سرگشتگی فرو می‌رود که هوشیاری خود را تا حد «مدهوشی» از دست می‌دهد. این مدهوشی نه از فقدان آگاهی، بلکه از فراتر رفتن ظرفیت ادراک در برابر عظمت معشوق یا حقیقت مطلق ناشی می‌شود؛ حالتی که در آن، روح، مجذوب و مغلوب نیروی عشق شده و از تعلقات دنیوی فاصله می‌گیرد.

معنای شمید به شکلی محوری با درآمیختگی عمیق احساسات متضاد پیوند خورده است؛ این مفهوم نه تنها شامل سرور و وجد ناشی از عشق است، بلکه اضطراب، اندوه، و تشویش ناشی از دوری یا انتظار وصل را نیز در بر می‌گیرد. بدین‌ترتیب، شمید، حالتی سیال و چندوجهی است که در آن، شور و شوق وصال با درد فراق در هم می‌آمیزد و این آمیختگی، عمق و غنای تجربهٔ عاشقانه را نشان می‌دهد. این آشفتگی درونی، که گاهی به سرگشتگی فکری و رفتاری منجر می‌شود، نشان‌دهندهٔ آن است که نیروی محرک عشق، چنان قدرتمند است که تمام قوای درونی فرد را به حرکت درآورده و او را در مداری از وابستگی شدید قرار می‌دهد.

در ادبیات فارسی، شاعران از این واژه برای تصویرسازی دقیق لحظاتی استفاده کرده‌اند که در آن، جوهر وجودی انسان تحت تأثیر نیروی بی‌حد و مرز عشق قرار می‌گیرد. شمید، به نوعی، مترادف با «شیدایی» است، اما با تأکید بیشتر بر جنبهٔ ناتوانی در کنترل خویشتن در برابر این سیلان احساسات. این حالت، اوج تسلیم در برابر قدرت عشق است، جایی که عقل و تدبیر به حاشیه رانده شده و قلب، به عنوان مرکز اصلی احساسات، تمامی ارادهٔ فرد را به تملک خود درمی‌آورد؛ از این رو، شمید بودن، بیانگر عمیق‌ترین لایه‌های شور و اشتیاق در مسیر عرفان یا عشق زمینی تلقی می‌شود.

لغت نامه دهخدا

شمید. [ ش َ ] ( مص مرخم، اِمص ) شمیدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شمیدن شود. || آشفتگی. سرگردان شدگی. شمیدگی. || هراسیدگی. || حیرانی. سرگشتگی. || ( ص ) مدهوش از عشق و از اندوه و اضطراب. ( ناظم الاطباء ). بمعنی بیهوش باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از لغت فرس اسدی ) ( از انجمن آرا ). || متنفر. رمیده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آشفتگی و سر گردان شدن یا هراسیدگی

فرهنگ اسم ها

اسم: شمید (دختر) (فارسی) (تلفظ: šamid) (فارسی: شَميد) (انگلیسی: shamid)
معنی: مدهوش از عشق، مدهوش از عشق و اندوه و اضطراب

جمله سازی با شمید

💡 چو کیخسرو آن گفت ایشان شنید زمانی بیاسود و اندر شمید

💡 شمید و دلش موج بر زد ز جوش ز دل هوش و از جان رمیده خروش

تخمم یعنی چه؟
تخمم یعنی چه؟
تحصیلدار یعنی چه؟
تحصیلدار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز