شمنان

لغت نامه دهخدا

شمنان. [ ش َ م َ ] ( ص ) کسی که به سبب دویدن یا تشنگی و بار برداشتن نفس به تنگی زند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ). بانگ و نعره دمادم باشد از تشنگی و غیره. ( فرهنگ اوبهی ). اما به این معنی مصحف شمان است. ( حاشیه برهان ). || ( اِ ) فراش و بساط بزرگ را گویند. ( برهان ) ( از فرهنگ اوبهی ).

فرهنگ فارسی

بیهوشی یا دشمن یا بهبود

جمله سازی با شمنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر چون تو به چینستان ای بت صنمستی پشت شمنان خدمت او را بخمستی

💡 تا چو جعد صنمان دایره گون باشد جیم تا چو پشت شمنان پشت بخم باشد دال

💡 عمر ناپایدار چون شمنان در پرستیدن صنم کردن

💡 حدیث و قصه آن حال نیست پوشیده که کعبه شمنان بود و قبله کفار

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز