جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او به جوان ناشناس حمله كرد، و بين آن دو چند ضربه رد وبدل شد، در اين هنگام آن جوان چنان ضربه بر بان شعثاء زد كه او را دو نصف كرد وبه پسرانش ملحق ساخت، حاضران از شجاعت او تعجب كردند، در اين هنگام اميرمؤمنان فرياد زد اى فرزندم برگرد كه ترس دارم دشمنان تو را چشم زخم بزنند. او بازگشت، اميرالمؤ منين (عليه السلام ) به استقبال او رفت و نقاب را از چهره اش رد كرد و بين دوچشمش را بوسيد، حاضران نگاه كردند ديدند قمر بنى هاشم حضرت عباس (عليه السلام) است.
💡 گفت: ولى من پيشنهاد اولى را خوش تر دارم، و اگر ما مسلمان بودنم دخترم شعثاء راشماتت نمى كردند اسلام مى آوردم ولى در يهوديت مى مانم تا شريك مصيبت شما باشم.سلام بن مشكم گفت: محمد حتما سفارش خواهد كرد كه از ديار من بيرون برويد، به مخالفت با او بر مخيزيد، اين بلا را خود به سرمان آورديم.