شعابی

مترادف‌ها

شاخه‌ای، فرعی

لغت نامه دهخدا

شعابی. [ ش َ ع ْ عا ] ( حامص ) بند زدن ظرفهای شکسته. مرمت کردن کاسه و مانند آن. بش زنی. بندزنی:
عهدهای شکسته را چه طریق
چاره هم توبت است و شعابی.سعدی ( کلیات، قصاید، چ فروغی ).رجوع به شَعّاب شود.

جمله سازی با شعابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عهدهای شکسته را چه طریق چاره هم توبتست و شعابی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران