کاسه بند کردن

لغت نامه دهخدا

کاسه بند کردن. [ س َ / س ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خوش آمد نمودن و طمع داشتن. ( غیاث ). تملق و چاپلوسی کردن. ( آنندراج ):
میکنداز بهر لبش نوشخند
پیش لبش دختر رز کاسه بند.اشرف ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~ ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تملق گفتن، چاپلوسی کردن. ۲ - طمع داشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - تملق گفتن چاپلوسی کردن: [ میکند از بهر لبش نوشخند پیش لبش دختر رز کاسه بند ]. ( اشرف ) ۲ - طمع داشتن ( غیاث ).

ویکی واژه

تملق گفتن، چاپلوسی کردن.
طمع داشتن.

جمله سازی با کاسه بند کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آبروی فقر را می داشتم دایم عزیز کاسه در یوزه من کاسه فغفور بود

💡 بیدل به تکلف اثری صرف نفس‌کن عمریست تهی کاسه‌تر از دست دعاییم

💡 همین است پیغام گلهای رعنا که یک کاسه کن نوبهار و خزان را

💡 به راه رخش تو سر پر خمار افتاده بود خمار مرا بشکند به کاسه سم

💡 از دست دل که نیست ز یک قطره خون زیاد هر دم هزار کاسه خون نوش کرده ایم

💡 شهد راکرد زخجلت چو نبات ای دلبر پیش حلوای لبت کاسه نگو سار شکر

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز