منتفق
مترادفها
متفقالقول، مورد توافق، همنظر
متضادها
مختلف، ناسازگار
لغت نامه دهخدا
منتفق. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) در راه تنگ درآینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتفاق شود.
منتفق. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( اِخ ) مُنتَفِک. استانی است در عراق که 38700 کیلومتر مربع مساحت و 286800 تن سکنه دارد و مرکز استان، شهر ناصریه است. ( از المنجد ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
جمله سازی با منتفق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر امروزی ناصریه در سال ۱۸۷۰ میلادی در کنار رود فرات بهدست امیر ناصر سعدون امیر قبیلههای منتفق بنیاد شد و نام ناصریه به نام وی اشاره دارد. مرکز این شهر در آغاز «عکد الهوا» نام داشت و این محل امروزه «حبوبی» نام گرفتهاست.
💡 عزاوی گفتهاست: «تنها در روزگار صادقخان زند و طی درگیریهای وی با عشیرهٔ منتفق است که با نام آل کثیر برخورد میکنیم (عشائر…، ۴/۱۹۵)،.