لغت نامه دهخدا
شطم. [ ش َ ] ( ع مص ) آرمیدن با کنیزک خود. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
شطم. [ ش َ ] ( ع مص ) آرمیدن با کنیزک خود. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
آرمیدن با کنیزک خود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شطم از مژگان بپالائی بدان... زلف نیل بآذرکش که از نیلوفر آب آورده ای