شش گاه
لغت نامه دهخدا
شش گاه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح نرد )خانه ششم نرد که برای برگرفتن یک مهره از آن شش خال کعبتین باید. ( یادداشت مؤلف ). شش خان: امیر دو مهره در ششگاه داشت و احمد بدیهی دو مهره در یک گاه. ( چهارمقاله ). رجوع به شش خان و شش خانه شود.
فرهنگ فارسی
خانه ششم نرد که برای بر گرفتن یک مهره از آن شش خال کعبتین باید.
جمله سازی با شش گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنا به روایت یشتها و خرده اوستا در ایران قدیم تنها دو فصل تابستان و زمستان وجود داشته است که مدت آنها مساوی نبوده است. تابستان هفتماهه و زمستان پنجماهه بود. فصل تابستان معمولاً از فروردین تا مهر و فصل زمستان از آبان تا اسفند به طول میانجامید. سال به شش بخش نابرابر به نام گاه تقسیم میشد که هرکدام از آنها «ییر» یا «رتو» خوانده میشد و آخر هر یک از این شش گاه، جشن معروف گاهنبارها برگزار میگردید.